نفس مامان






















نفس مامان

عکسها و خاطرات پسرکمم

رادمان روز 27 بهمن 91 از دل مامانش جدا شد و اومد تو بغل مامان بابا و شد آرامش زندگیمون

[موضوع : ]

نوشته شده در چهارشنبه 23 مرداد 1392ساعت 1:07 توسط faran |

رادمان عزیز دلم..............

دیر به دیر میام چون با شیطونیات هیچی وقت برام نزاشتی وقتی میبینی پشت لپ تاپم میای میشینی روشو تکون نمیخوری و به خاطر همین کم میام و برات مینویسم.

کلی بزرگ شدی و کلی داری دلبری میکنی

رادمانم لحظه به لحظه زندگیم خدا رو به خاطر وجودت شکر میکنم . چقدر خوبه که هستی عزیززززم.

 

همش میخندی و دماغت و چین میندازی و من پر از لذت میشم.لذتی که با دنیا عوضش نمیکنم.

 

قط یه دندون داری و همش ما رو گاز میگیریی.

کلمات دد /دووووووو / دی یوووووو /ماماماماممااماما / بابا بااااااااااا /نن نن ننننن / دووووووو / رو میگی و همش ما رو میخندونی پسرکم.

همش پاهامو بغل میکنی و نمیزاری به کارام بررسسسم.

تو روروک هم میشینی و همه خونه رو نگاه میکنی و هر چی دم دستت باشه میریزی و میخندی وقتی میگم کار بدیه بازم میخندی و من احساس میکنم وتمام دنیا مال منه.

 

خیلی دوستتت دارم عزیزززم

 

 

[موضوع : ]

نوشته شده در چهارشنبه 18 دی 1392ساعت 0:31 توسط faran| |

ماه 7 و 8

چه دهن مهن کثیفی داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خیلیم تمیزمممم.کو کثیف؟؟؟؟

قربون چشمای نازت بشم من.

 

قربون خنده هات بشششمممممم.

[موضوع : ]

نوشته شده در سه شنبه 14 آبان 1392ساعت 1:33 توسط faran| |

سلام خوشکلممممم

عمر مامان انقد سرم گرم توا که وقت نمیکنم بیام اپ کنم

این عکسا رو 25 شهریور 92 تو اصفهان همراه عمه و باباجون گرفتیم

دستشون درد نکنه که باهامون اومدن با وجود اینکه باباجون کمر درد شدید داشت و حسابی مارو شرمنده کرد و اومد.بابا رامینم رفته بود مسافرت وخیلی خوب همکاری کردی مامان مرسیییی.

 

 

 

 

[موضوع : ]

نوشته شده در دوشنبه 13 آبان 1392ساعت 17:01 توسط faran| |

لالا لالا تو عشق من بخواب آروم تو عمر من

لالا لالا تو جون من بخواب  آروم امید من

پناه من تو زندگیم لالا لالا تو ماه من

تا وقتی که منو داری بخواب عشقم بخواب آروم

بی غم بخواب بی غم بخواب بخواب عشقم آروم بخواب

بی غم بخواب و بی غصه لالا لالا لالا لالا

مامان پیش تو ا عمرم لالا لالا لالا لالا

لالا لالا لالا لالا

 

رادمان مامان تمام این لالایی هایی که برات میخونم خود به خود خونده میشه و من همیشه گریم میگیره.نمیدونم چرا

همیشه بدون که مامان عاشقته نفسکم

 

 

[موضوع : ]

نوشته شده در سه شنبه 26 شهريور 1392ساعت 15:54 توسط faran| |

سلام آقا رادمان

سلام کردماااا

چرا اخم کردی مامان بخنددددددد

بیشتررررر

بیششتررررررررر بخند بزار مامان خوشحال شه

قربون خنده هات بشم مامان

قربون اون دهن بی دندونت عسل مامان.داد میزنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

داد نزن زشتههه

آفرین پسر حرف گوش کن مامان دوست دارم عروسکم.

حالا دیگه برو بخواب.

شبت بخیر عمر مامااااااااااان.

 

[موضوع : ]

نوشته شده در دوشنبه 4 شهريور 1392ساعت 1:28 توسط faran| |

پسر عزیزم خوشگلک مامان 6 ماهگیت مبارک

6 ماهه که اومدی و 6 ماهه که حضورت گرمی بخش خونمون شده 6 ماهه که با مایی عزیزززززززم اندازه تمام دنیا دوست دارم پسرکم .

قربون نگاههای مهربونت بشم زندگی من.عاشقانه دوستت دارم مامانی.

[موضوع : ]

نوشته شده در يکشنبه 27 مرداد 1392ساعت 10:03 توسط faran| |

 

چه اخمایییییی

[موضوع : ]

نوشته شده در چهارشنبه 23 مرداد 1392ساعت 1:03 توسط faran| |

[موضوع : ]

نوشته شده در چهارشنبه 23 مرداد 1392ساعت 1:00 توسط faran| |

وقتی داری به عکس  رو دیوار مامانو بابا با تعجب نگاه میکنیی

 

 

[موضوع : ]

نوشته شده در چهارشنبه 23 مرداد 1392ساعت 0:53 توسط faran| |

پسر خوشگلم عشق مامان داری بزرگ میشی.

داری بزرگ میشی و روز به روز بیشتر منو به خودت وابسته میکنی

داری بزرگ تر میشی و روز به روز بیشتر خودتو برا مامانو بابا لوس میکنی الهی مامان قربون خنده هات بشه نفسم چقدر خوبه که هستی چقدر خوبه که داریمت

هر روز با بابایی میشینیم نگاهت میکنیم وهر روز هزاران بار خدا رو به خاطر وجود مهربونت شکر میکنیم عزیزمم .

ا

اینجا هم تولد مامان.اولین سالیه که تو تولدم هستی قربون تو پسر خوشگلم بشم مامانی.خیلی دوستت دارمممم.

[موضوع : ]

نوشته شده در چهارشنبه 23 مرداد 1392ساعت 0:50 توسط faran| |

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد

Design By : nightSelect.com
Powwerd By : NiniWeblog.com